تبليغاتX
گــــــــردالــی
گــــــــردالــی
شخصی
یکشنبه 1388/07/19
برنامه قرقرانه و این حرفا ...  
چند تا پست قبلی فرمودیم که آقای دی جی امید مارو سرکار گذاشتوندن و هی جواب تلفن رو نمیدادن، خلاصه که کچل شدیم بس که بابت ست کردن قرار با ایشون موهامونو کندیم که آخرش هم نشد که نشد!

چند روز پیش تو باشگاه بودم که دیدم یه خانومی زنگ زد که سلام، گفتم علیک، گفت من خانوم امیدم، گفتم بله؟ گفت امید! گفتم به جا نمیارم (بعدم هی فکر میکردم امید کیه؟ که خانومش به من زنگیده؟!!) آخرش گفت همون امیدی که قرار بود برای مراسم بیاد. گفتم آهــــــــــــــــــــــــــان، پس زنگ زدین واسه کنسل کردن؟ که گفت آره امید خیلی نگران قولش به شما بود و آره گرفتنشو و .... خلاصه کلی دروغ سر هم کرد و منم خیلی سرد و ناراحت جوابشو دادم و گفتم اصلاً مهم نیست مثل ایشون زیاده و قطع کردم تلفنو.

همونجا به مربیمون گفتم که جریان اینه و ایشون هم چون شوهرش تو این کار بود، خلاصه مایه گذاشت و زنگ زد بهش و تو این چند روزه باهاش هماهنگ شدم و خلاصه که یه دی جی توپ به اسم ممسی رو برامون اوکی کرد، این آقا همونیه که یه ماه پیش با ابی کن سرت داشت و چند وقت پیشش هم با شاد مهر و قبلش هم با اف شین و خلاصه کلی ذوف مرگ شدیم.

یه فکریم کردم که نیاز به کمک دارم، قراره عروسی ۸/۸/۸۸ باشه، تصمیم گرفتم تو ساعت هشت و هشت دقیقه و هشت ثانیه یه حرکت اساسی بیام، نمیدونم چیکار کنم که همه تو اون ساعت کلی کیف کنن، البته به فکرم رسید که از این استوانه هایی که توش کاغذ رنگیو اینا هست و بزرگن بگیرم و بگم از تو تراس روی سر مهمونا بترکونن اما فکر کنم باید یه کار دیگه هم بکنم. اگه کسی پیشنهاد بده ممنونش میشم.