این چند وقته سرمون خیلی شلوخ پلوخ بود به خاطر همین زیاد حضور مستمر نداشتیم![]()
امیدوارم امسال واسه همه سال خوبی باشه، هر کی هر چیزی که از خدا میخواد و براش مهمه به دست بیاره، مجردا مزدوج بشن، مزدوجا پدر مادر بشن، اونایی که ماشین ندارن ماشین دار بشن، اونایی که کنکور دارن قبول بشن، خوب ننه بزار بگردم ببینم چیزیو از قلم ننداختم؟![]()
خلاصه همه چی اوکی باشه واسه همه.
امسال بعد از گذروندن یک سال سخت، حسابی خوش گذروندم. راستش رفته بودم ایرانگردی و جای همه خالی حسابی گشتیم و این گشتن حدود ۱۰ روزی طول کشید. از تهران گرفتیم رفتیم به سمت جنوب و از اونجام نوار مرزی غرب ایران رو چسبیدیم و اومدیم تهرون. امسال ظاهرا همه مردم تهران قصد جنوب کرده بودن و همه در گشت و گذار بودن. به هر حال جای همه خالی.
یه دوست خارجی پیدا کردم که اومده ایران به همراه همسرش برای یادگیری زبان فارسی و الحق که تو این کارم خیلی پیشرفت کرده و ظاهرا قصد گرفتن اقامت از ایران رو هم داره
که این واسه من خیلی تعجبات ایجاد کرد. همه دارن عطای اینجارو به لقاش می بخشن و اونا اومدن اینجا واسه اقامت. بگذریم.
در مورد کارم هم تغییراتی صورت دادم. طی یک بحث و جدل حسابی با میتی کمان خر،
(آخیش یه کم دلم خُنُک شد) گفتم دیگه نمیام و در حال حاضر از سرکار بودن در اومدم
یعنی فعلا شاغل نمیباشم. با این کارم تو این وقت سال، شاید یه کم عجولانه رفتار کردم اما واقعاً اعصابم راحت شد. تحمل شرایط کاری سخت با حقوق غیر منطقی، داشت اذیتم میکرد که خوشبختانه جلوی ضررو گرفتم.
تصمیم دارم تو سال جدید یک سری تغییرات اساسی در وضع زندگی بدم و یه کم حال و هوای این زندگی رو عوض کنم، به امید خدا.
اگه کسی کار خوبی سراغ داشت نمیخواد بگه
فقط دعا کنه کار خوبی پیدا کنم.
بازم میام.
همتون خوش باشین.![]()
راستی گیلاسی خانوم ممنون که کماکان سنگر رو حفظ کردی و به وبلاگم سر میزدی. جبران کنیم آبجی![]()

